در میخانه گشایید به رویم شب و روز که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم
بابا مي شود كه بدون لباس به مدرسه بيايي آخر اگر با لباس به مدرسه بيايي از فردا همه مرا مسخره مي كنن
اين زبان حال خيلي از بچه ها يي است كه پدرشان رو حاني هست و آن بچه با لباس رو حانيتي كه بچه ها تن پدرش در مدرسه ديده اند مسخره مي شود حتي شايد در خيلي از مدارس مدير ها و معلمان هم اگر بفهمند پدر اين بچه روحاني است واويلاست مثل اينكه يارو طلب باباش رو از اين بچه دارد
امروز عكس جالبي را از سيد حسن تقي زاده ديدم كه معمم بوده او كه سخت در جريان مشروطيت طرفدار سكولاريزه شدن و در حزب دمكرات بوده خودش را با لباس روحانيت در حضور مردم قرار مي دهد تا از محبوبيت بيشتري برخوردار باشد
تقيزاده و عدهاي از نمايندگان دوره اول مجلس شوراي ملي. از راست: محمدقلي مخبرالملك (هدايت)، محمد مظاهر، ميرزاآقا فرشچي، ابراهيم آقا تبريزي، مرتضيقلي نائيني، حسن وثوق، رضا مهدوي، صادق صادق، حسنعلي كمال هدايت، حسن تقيزاده و حسن بانكي
چند وقت پیش یک تحقیقی که مربوط به الذریعه آقابزرگ طهرانی بود به گروه تاریخ پیشنهاد شد و من هم قسمتی از کار را به عهده گرفتم و امروز شروع به تتبع در این کتاب شریف را شروع کردم و از این همه تلاش که آقا بزرگ برای این کتاب کشیده است به شگفت آمدم واقعا زحمتی بس عظیم کشیده که اگر حاصل تمام عمرش فقط همین کتاب باشد جای بسی تکریم دارد و حالا با حس دیگری به او می گویم
آقا بزرگ
آيا مي شود از اين نقاشي هاي دنيا كه چهره مان بدان ها رنگ گرفته خلاصي گرفت ؟
اي كاش راهش را مي دانستم و دل را به آن راه مي سپردم تا راحت شوم
و ديگر كسي را به غير دوست نبينم
چه طور است كه با قدمت طلايي حوزه مشهد تا به حال كتابي پيرامون افكار اين مكتب فكري كه محمد رضا حكيمي نام آن را تفكيك نهاده به بازار عرضه نشده است تا از ياوه گويي هاي افرادي كه خارج از اين حوزه
در موردش مي گويند در امان باشد البته كتابي بنام مكتب تفكيك از آقاي محمد رضاي حكيمي به بازار فكري فضلا عرضه شده كه به نظر تحقيق جايگاه قابل اعتمادي راكسب نكرده است بنده هم كه به دنبال مناظره در اين باب بوده ام كه حد اقل از اين مناظرات چهار چوب اين تفكر را به دست آورم چيز به خصوصي به دست نياوردم
جديدا كتابي به نام صراط مستقيم چاپ شده است كه به نقد افكار مكتب تفكيك (بنا به تقريرات دروس آقاي سيد جعفر سيدان)پرداخته كه البته خاطر حاميان آن جناب را مخدوش نموده است و من هم اميد داشتم كه حد اقل مناظره كتبي پديد آيد اما هنوز جواب آن چناني را نه ديده و نه شنيده ام
از کوچه قدیمی گذری می کنم چشمم را مغازه ای به دوخته که صاحبش پیر مردی است خوش رو آیا می شود که با این پیر مرد گپی بزنم واز اوضاع این کوچه اطلاعی به دست بیاورم فضول نیستم به خاطر این که اصلا این کوچه با کوچه هایی که من و تو زندگی می کنیم خیلی فرق می کند تا الآن که به مغازه این خیاط رسیدم چند نفری که هیچ رابطه ای بین من و آنها نبود به من سلام کردند دلیلش هم هیچ چیز جز معرفت و منش قدیمیشان نیست آری این کوچه توانسته خودش را بین همه هیاهو هایی که ما داریم سالم نگه دارد دیوارهایش،دكان هایش،صاحب دکان ها همه وهمه با من سخنن می گویند :«چرا شهر را خالی از فرهنگ قدیمیتان کردید» من به ایشان حق می دهم چرا ما تاثیر پذیریمان را معتدل نمیکنیم حالا می خواهم با این پیر مرد صحبت کنم
آی پیر مرد تا کی می خواهی کنج این مغازه به درز و دورز مغازه سر کنی
آی جَوون اگه من این کار را نکنم همه این هم سن وسال های من که در این کوچه زندگی می کنند بی پارچه می شوند ...
پست بعدی:ادامه خاطره
باز غمي دوباره غمي كه آه هاي بلندي افروخته
آري غم دختر علي عليه السلام
بزرگ است مصيبت خواهري مظلوم كه در راه امام و برادر معشوق به مبارزه اي پر شور در برابر ستم كاري كافر پرداخت
بزرگ بود مبارزه اش مبارزه اي كه نه گرز و نه خنجر تاب مقاومتش را داشت
گرز و خنجر تن برادرش را دريدند تن پسرش را، تن هفده خورشيد بي غروب از خاندانش را اما او چه گفت ؟ او گفت: «اي ستمكاران شما خون پسر رسول خدا را بر زمين جاري كرديد»
نمی دانم تا به حال برایت پیش آمد کرده که نعمتی در دستت باشد و برایش زحمتی نکشیدی ولی يك دفعه به خود آيي و متوجه شوی کسانی که هیچ رابطه ای با زبان و فرهنگ و و تاریخت ندارند وحشتناك از آن نعمت استفاده کنند (ببخشید این کلمه را به کار بردم چون لفظی با مفهومی بالاتر از این کلمه را پیدا نکردم ) وحشتناک پیرامون آن کار کنند . این حس با اندک مطالعات به دستت میآید مثل من اما نیدانم سانی که از من و تو بیشترمطالعه داشتند به جای کلمه وحشتناک چه می گذارند؟
تا چه زمانی باید به خواجه نصیر طوسی وخوارزمی و رازی و ابوالبرکات و ابن سینا و ابن رشد و کندی و ... ببالیم آیا وقت رنسانس اسلامی نیامده ؟
